یکی از دوستامون 4 ماه بودکه نی نی دار شده بود ولی نشده بود بریم دیدنش.دیروز هماهنگ کردیم که تا آخر هفته که همدان و خونه پدریشه بریم دیدنش.خلاصه از صبح که اومدم اداره هی تلفنم زنگ میخورد .فکر کنید ده نفر میخواستیم با هم برنامه مون رو هماهنگ کنیم.هرکسی هم یه روز هفته رو پیشنهاد میداد.بعد من قبول میکردم بعد دوباره یکی دیگه زنگ میزد و میگفت فلانی نمیتونه اون روز بیادباشه برای فلان روز.باز من قبول میکردم.girl_sigh.gifخلاصه از اونجایی که میز رئیس روبروی منه در جریان کامل ماجرا بود.اینکه کی چه روزی نمیتونه بیاد و مشکلش چیه و کادو چی بخریم و ...........rose.gif

آخرسر که اوکی رو از هر 10 نفر گرفتیم زنگ زدیم به دوست مورد نظر و اون هم گفت نه همین امروز بیایید. خلاصه دوباره دینگ دینگ صدای تلفن و موبایل و اس ام اس و ....

بیچاره رئیس دلش میخواست بشینه موهاش رو دونه دونه بکنه.gaah.gif

 چند وقتی بود که عکسهای موش موشک رو اینجا نذاشته بودم.خودم هم دلم تنگ شده بود.در عوض امروز با یک عالمه عکس اومدم.

 

اول از همه یه عکس از زمانی که وروجکم موهاش بلند و نامرتب شده بود درست مثل پیشی کثیفها:

pishi.JPG

اینجا هم روز اولی که موهاش رو کوتاه کرده.برای خودش آقایی شده!

after.JPG

فسقلی تا ازش غافل میشم، میره کلید ورمیداره میره در رو باز کنه.EMOASletmeoutHL.gifحالا فرق نمیکنه کلید کمد باشه یا کلید در.بهش میگم صبا کجا مامانی؟ بای بای میکنه و میگه ددر:

dar.JPG

اینقدر بچه ها رو دوست داره که حد نداره.همسایه مامان اینا یه دختر 5-6 ساله داره که اسمش عاطفه است.هر روز میره کنار پنجره اتاق صفورا  و عاطفه رو صدا میزنه.اینقدر میگه عاطیِ من (عاطفه من ) تا عاطفه بیاد باهاش بازی کنه.19.gifبا هم نقاشی میکشن.دیگه من هم براش مداد رنگی از این کوچولوها خریدم.اینقدر سرگرم میشه که با خودم گفتم کاش زودتر بهش کاغذ و مداد میدادم.reading.gifاز وقتی هم که من رو میبینه انگشت من رو میگیره میبره هرجا که دوست داشته باشه.بعد میگه بیشین بیشین.بعد کاغذ و مداداشو میاره و سفارش نقاشی میده.از آب و ماهی گرفته تا نی نی و پیشی و خلاصه هرچی که بخواد.

حروفی که آخرش "ز" داشته باشه رو خیلی خنده دار میگه و به جای یه دونه ز  ،n  تا ز میگه:

به موز میگه: مازززززززززززز

به گاز میگه: دازززززززززززززwassat.gif

اسم اکثر حیوانات رو با صداها و یا مشخصتشون بلده.

بهش میگم کلاغ چی میگه: بال بال میزنه و میگه : دار دار

عروسک خرسش از ایناست که خروپوف میکنه beaverhug.gifبه همین خاطر وقتی میگم خرسه چی میگه؟ میگه: پووف پوووف .گاوش هم از این مدلاست که ماما میکنه بعد میخنده.4869.gifصدای گاو رو هم مدل عروسکش میگه و آخرش میخنده.

صدای پیشی رو هم میگه : مینَو مینَو ( minaw-minaw )

ادای کانگورو رو هم درمیاره و وقتی میپرسم نی نی کانگورو کجاست بلوزش رو بالا میزنه و دلش رو نشون میده.

حاشیه کاغذ دیواری اتاقش عکس زرافه و خرس و گورخر داره.به گور خر میگه اسب و صداش رو هم در میاره پیتیکو پیتیکو. خرس رو هم میشناخت ولی زرافه ندیده بود.همش نشون میداد و میگفت ای سی یه.من میگفتم زرافه. ولی چون تاحالا ندیده بود.باز هم میپرسید.Just_Cuz_19.gif

چند روز پیش توی تلویزیون داشت باغ وحش نشون میداد. یه زرافه بود که داشت برگ میخورد.سریع انگشت من رو گرفت.منو برد  توی اتاقش و به زرافه های روی دیوار اشاره کرد و با خوشحالی گفت: اینا آ  ( ایناهاش)13.gif11.gif

یک هفته ای هست که هرسه نفرمون سرماخوردیم. دکتر برای صبا آمپول نوشت. وقتی خانمه داشت براش میزد با التماس به خانمه میگفت بسه بسه. 02.gifاز اون روز هرکی بهش میگه رفتی دکتر چی شد؟ انگشتش رو محکم میزنه جای آمپولش و میگه درد – درد.11.gif

hal.JPG

بالاخره خاله رو با نام آده صدا کرد و جیغ خالش رو درآورد.فکر کنید کلمه زن دایی به این سختی رو میگفت ولی خاله نمیگفت.صفورا هم هی حرص میخورد که این همه چی میگه ولی اسم من بیچاره رو صدا نمیکنه. حالا خاله با آده گفتنهای موش موشک عشق میکنه.و هربار سرتا پاشو غرق ب و سه میکنه.Laie_7.gifقبلا" هر وقت کارش گیر میکرد  عمه اش رو صدا میزنه. مخصوصا" موقعی که توی دستشویی میشستمش و اون میخواست زودتر خلاص بشه. میگفت  آی عمه-عمه

حالا منجی اش از عمه به خاله تغییر کرده و میگه: آی آده آده. 20.gif

50.gif        50.gif         50.gif  

پ.ن: حسین عزیزم ، هشت سال پیش یه همچین روزی رو یادته. من که دل تو دلم نبود. بالاخره بابا راضی شده بود تا با ازدواج ما موافقت کنه.03.gifامروز هشتمین سالگرد نامزدیمونه.08.gifخیلی زود گذشت خیلی. توی n تا مراسم نامزدی و عقد خصوصی و عمومی و عروسی و ...04.gif این روز برام بهترین و خاطره انگیز ترین روزه. 16 مهر ، روز جهانی کودک ، روز یکی شدن دلهای عاشق ما مبارک باد.08.gif

 08.gif

/ 25 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صدف

وااااااای خدا جونم..اين همون صبا کوچولوئه...چه جيگری شده.....ببوسش ...منم باپسرم اومدم

قله نشين

سلام همسفر عسیسم فردا و احتمالا پس فردا فقط از سفر مونده میگم عقب موندی ها بجنب که دیر نشه و بیا که باقی همسفرا نگران هستن بیا و یه خبری از ختم قرانت بده تا منم تیک بزنم و خلاص التماس دعادارم و شاد باشی صبا رو ببوس از طرف من

ميتی و ماهيش

اخی جونم...چه عکسهای خوشگلی... سالگرد نامزدی هم به هردوتون مبارککککککککککککککک

مريم مامان فاطمه

سلام آرزو جون. خدا حفظش کنه. ولی راست ميگی پسری شده ها. ماشاالله داره بزرگ ميشه. هنوز اولين عکسی رو که ازش ديدم يادم نرفته. نازش رو برم من. راستی سالگرد نامزديتون مبارک. خدا برای همديگه نگهتون داره. و صبا جون و خواهر برادراش رو هم براتون حفظ کنه و روز به روز زيادشون کنه

يه دوست

سلام من خيلی وقته اينجا ميام ولی از بس کمبود وقت دارم ديگه به کامنت گذاشتن نميرسم همينشم سيو می کنم می خونم آرزو خانوم اگه ديدی دخترتو دزديدن بدون من بودم انقد که من دوسش دارم باورت نميشه وقتی از کاراش می نويسی انقد قربون صدقه اش ميرم ايشالا هميشه هر سه تون سلامت باشين مخصوصا موش موشکت ما که فعلا خدا نخواسته بچه دارشيم ولی هر وقت خواست اميدوارم يه دختر خوشگل و ناز مثل صبا بهمون بده برام دعا کن مرسی

يه دوست

آهان يادم رفت سالگردتونم مبارک ايشالا هميشه شاد و خوشبخت باشين

آشيانه سبز ما

سلام ارزو جون تبريك مي گم سالگرد نامزديتونو اخ الهيييييييييييييييييييييييييي صبا هر روز خوردني تر از ديروز جااان خيلي نازو باامزست......

afshin,germani

sepas az mehrat ,, pirooz va shademan bashi ,, va az izade tavana harche mikhahi baravardeh sazad

نينا

سلام من در مورد یه مطلب مهم ازتون نظر خواهی و پیشنهاد می خوام لطفا کمکم کنید چون می دونم کم و بیش تجربه دارین... نینا

صدف

سلام دوباره مرسی از اينکه جوابمو دادی...پس منم از الان شروع به دوشيدن کنم.فقط نمی دونم توی چه ظرفی ذخيره کنم؟؟؟؟ظرفهای يکبار مصرف می شه؟؟؟؟توی اين مهد ميگن شير خشک بده ولی من دلم نمياد....بازم مرسی که راهنمائيم کردی....