این چند روزی که گذشت، حال درست و حسابی نداشتم. سینوسهام چرک کرده و به شدت دچار سردرد شدم. 26.gif<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

دکتر برام قرص آموکسی سیلین نوشته. روز اول نخوردم ولی بعدش دارم با ترس و لرز میخورم. امیدوارم برای نی نی تاثیر بدی نداشته باشه. 28.gif

 

 

فسقلی مامان  10.gif

 حسابی قوی و سرحال هستی . وقتی هم که دلت میخواد بازی کنی ، هیچ کس حریفت نمیشه. 18.gif

در طول روز که سرپا هستم فقط وول میخوری . ولی به محض اینکه دراز میکشم. انواع و اقسام لگده که نثار مامانی میکنی.32.gif

چند شب پیش یه لگد محکم بهم زدی که صدای آخم بلند شد.

بابایی گفت : چقدر نازنازی هستی نی نی که جون نداره محکم بزنه. 19.gif

 گفتم : الان بهت نشون میدم. و دست بابایی رو گرفتم و گذاشتم جایی که داشتی میزدی. چنان لگد محکمی زدی که دست بابایی به بالا پرتاب شد و بابایی گفت:آخ…

بعد بلند و از ته دل خندید. 18.gif

نیم ساعت همین طوری بدون وقفه میزدی و بابایی هم برات غش و ضعف میرفت و بلند بلند بهت میخندید. (یکی نیست به این باباییت بگه: بابا این مامانی بیچاره آدمه نه کیسه بوکس! ). 17.gif 31.gif

برای هر کی که تعریف میکنم با تعجب میگه اینجور لگد زدن برای این سن زوده. ولی وروجک من وقتی میزنی پوست دلم تکون میخوره .11.gif

 

                    

عشق مامان ، شیطون بلا 07.gif

هیچ میدونی که گوشه سمت چپ دلم ، نزدیکترین جا به قلب مامانی،اطراق  کردی. نمیدونم ولی شاید صدای قلبم بهت آرامش میده.  البته همه جا میری و چرخ میزنی ولی نهایتا" برمیگردی تو لونه خودت و لگد پرونی میکنی.

اولین آثار پارگی هم همونجا نقش بسته. و مامانی بالاخره رضایت داد تا از کرم مخصوص استفاده کنه تا بیشتر از این زخم و زیلی نشه. 17.gif

وقتی به جای پات روی دلم نگاه میکنم دلم برات پر میکشه. دلم میخواد میتونستم پاهای سفید و توپولیتو بگیرم و بوسشون کنم. آخ که چه حالی میده..... 08.gif

بابایی هم خیلی دلش برات تنگ شده.دیروز یواشکی رفته بود و عکس های سونوگرافی رو نگاه میکرد. هرچند اون عکسها اینقدر کوچولو هستند که بجز یکیش توی بقیه اصلا" معلوم نیستی ولی همین که میدونه اون خطوط درهم و نامفهوم تویی کلی باهات عشق میکنه. 04.gif

عسلک من 09.gif

با دل بابایی و مامانی چیکار کردی که نیومده دارند از عشقت تلف میشن..........

 

/ 30 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نازنین

خدا بد نده. مراقب خودت و تپلکت باش. ببینم نکنه دخملی رزمی کار از آب در بیاد! (: سلام...

دختر آفتاب

سلام آرزو جان بهتري خانمي؟ چرا يه چيز ديگه هم بود بخورم... نتايج گفتمان هاي پسر مهتاب‌ :دي مي دوني ديگه فرهنگ گفتمان آقايون چي هست يه سيلي بعدش هم ماچ و بوسه و لوس كردن ... ولي مشكل اينجا بود كه پسر مهتاب در دسترس نبود :) مواظب خودت باش گلك

شايا(دختري از هند)

ارزو جون حالت بهتر شده؟ ايشالا که ديگه بهتر نه خوب خوب شده باشی جالب ميشه اسم نی نی شايا بشه ها :)) من اسمم رو دوست دارم چون تکه شايد کلا ۱۰۰ نفر هم نشيم که اسم شايا داريم خيلی هاشون رو ميشناسم ولی خوب.... ولی جالب بود اين نظريه ! حالا جدی تصميمی برای اسم نی نی گرفتين ؟ عکسهام رو ديدی؟

عسل بانو

از طرف علی آقای گل گلاب به دخمر مامان آرزو : عزيزم.... خانمم... امممممم... دلبرکم.... قشنگم... پرنسس منی تو.... گل منی تو.... آبت می دم... بوت می کنم..... ميذارمت تو آفتاب تا بزرگ شی گلکم.... من که شب و روز دارم به عشق تو قد می کشم... به عشق ديدن تو... اصلا نمی دونم اين ۶۴ روزی رو که زودتر از تو به دنيا ميام چطوری سر کنم؟ به قول بابام : سن منیم عيشگی(تو عشق منی) ...

sepanta

سلام مامان آرزو جان، خوشی، حالت خوب شده الان؟؟؟ خیلی مراقب خودت باش، راستی چقدر دیگه مونده تا نی نی شما به دنیا بیاد؟؟؟

ziba

ارزو جونم قدر اين روز ها رو بدون که خيلی قشنگن. جالبه که دختری تو سمت چپ تکون می خوره. دختری من تا جايی که يادم مياد سمت راست همش لگد ميزد. البته الان يه جوری شده که پاهاش رو وقتی تکون ميده حس ميکنم کاملا وارونه قرار گرفته ولی هنوزم متمايل به سمت راستم هست. اين دخترت خيلی باباييه ها اين طوری که معلوم ميشه. مراقب خودت و نی نی باش.

ارام

وای آرزو جون خوش بحالت چقدر کم اضافه کردی البته من تا وقتی چهار ماهگی ام تموم شد هيچی اضافه نکرده بودم چون ويارم بد بود ولی بعدش که خوب شدم گفت خودت و بگير ديگه نفهميدم چطوری اضافه ميکنم من هم خيلی بابايی ام اگه ۲ روز بگذره و بابام و نبينم عين بچه ها ميشينم گريه ميکنم آخه بابام ابادان کار ميکنه آخر هفته ها ميره اهواز پيش مامانم اينها برای همين من زياد ميبينمش

آنا

آرزو جون فکر کنم اين دخمر تو مثل آهوی من شيطون بلا بشه . آخه اونم تو شکم من خيلی وول می خورد و شب تا صبح از ضربات لگد هاش که تو پهلوم می زد نمی تونستم بخوابم . البته اين لگدها اين حسنو داره که آدم خيالش از بابت سلامتشون راحت می شه . اميدوارم نی نی تو هم سلامتی به دنيا بياد .

دختر آفتاب

در چه حالي آرزو جان خوبي خانم نگرانتم يه خبري از خودت بهم بده

مامان فرین

یه دوستی دارم به اسم آرزو.قد بلند و هیکل دار و البته خوشکل.هر وقت میام وبلاگتو میخونم ناخوداگاه شما رو شبیه اوت تصویر میکنم برا خودم.حتما باید شما هم قوی و قد بلند باشین با توجه به اون خاطره ای که گفتی و شغلت...............به هر حال من همتون رو دوست دارم.مواظب دخترکمون هم باش.اسمش چی بود؟