سلام

میبینید توروخدا این پرشین چه اعصابی ازمون خورد کرده.4.gifچند روز قبل از این خرابیها تصمیم گرفته بودم که آرشیوم رو ذخیره کنم و کل وبلاگم رو تبدیل به فایل پی.دی.اف بکنم.10.gif

اینقدر تنبلی کردم که اینجوری شد.حالا بازم جای شکرش باقیه با این پسوند جدید نصفه نیمه باز میشه.اما بعضی از اسمایلهای خوشگلم رو نشون نمیده.251.gif

تازه دوروزه که یه نرم افزار از اینترنت دانلود کردم که فایلهای اچ.تی ام ال رو به پی.دی. اف تبدیل میکنه. نمیدونم چرا موقع تبدیل ، فونتها بهم میریزه و فقط مربع و خطوط نامفهوم نمایش داده میشه.لطفا" اگه کسی میدونه باید چیکار کنم راهنماییم کنه.252.gif

 

چند وقته مشغول یه کاری هستم که حسابی سرم رو گرم کرده بود.17.gifدیگه مثل سابق نمیتونستم بیام وبگردی.البته دوستانی که آپ کرده بودن رو بهشون سر میزدم ولی خیلی کم کامنت گذاشتم.به بزرگی خودتون ببخشید.26.gif

دیگه کارم داره تموم میشه.بیشتر میام سراغتون.30.gif

وروجک فسقلی من هم همچنان مشغول شیطونیه. بعضی وقتها واقعا" غیر قابل کنترل میشه و اشک من و حسین رو درمیاره. خیلی بچه زورگوییه و همش میگه هرچی من میگم همون باید بشه.96.gifاما ما هم گوش نمیدیم.یه چند دقیقه ای جیغ میزنه.وقتی میبینه کسی محلش نمیذاره میره دنبال کارش.89.gif

حالا دیگه بدون کمک گرفتن از جایی بلند میشه و می ایسته.177.gifولی توی راه رفتن همچنان ترسو است. عاشق اینه که وقتی میریم بیرون کفش جیک جیکیهاش رو بپوشه و من و حسین دستهاشو بگیریم و اون توی کوچه و خیابون راه بره.اینقدر هم موقع این کار عشوه و قر و قمیش میاد که هرکی رد میشه میخنده بهش.227.gif

از هر جا و هرکسی هم دوست داره بالا بکشه و یا از بلندیها بپره.12.gif

چند روز پیش فقط من و صبا خونه بودیم.میخواستم کمد لباسها رو مرتب کنم.گذاشتمش کنار خودم.هرچی تا میکردم  و میذاشتم روی تخت .با سرعت نور به هم میزد و پرت میکرد پائین.7.gifدیدم اینطوری نمیشه گذاشتمش توی تختش و کلی اسباب بازی ریختم توی تختش.35.gif

یه کم باهاشون ور رفت و بلند شد.اول عروسکش رو انداخت پایین بعد نگاه کرد ببینه عروسکه چیزیش شد یا نه؟172.gif

بعد اردکش رو انداخت پائین و نگاش کرد. بعد هم یکی یکی اسباب بازیها رو انداخت پایین.289.gifآخرش که دید اونها چیزیشون نشده و سالمند ، دیدم زانوش رو بلند کرده گذاشته لبه تخت و میخواد خودش هم به همون روش بره بالا و  بپره پایین.2lbkos0.gif

کتاب میارم بخونم ازم میگیره و میذاره روبروش میخونه.هرکتاب دیگه ای هم براش بیارم قبول نیست و باید مال من رو بخونه.1.gifنه اینکه خیلی هم سواد داره بچم به قول شمسی جون واسه همونه.17.gif

           sa1.JPG

 

آخر هفته دوتا از عمه های صبا با خانواده دارن میان همدان.دیروز حرفش بود حالا از وقتی که شنیده هی میگه : عمه38.gif

زن دایی رو هم با اینکه کلمه خیلی سختیه خیلی خوشگل میگه.اما خاله خانم خودشو کشت بگه خاله نمیگه.77.gif

آینه رو هم یاد گرفته.هر روز میبرمش دستشویی به آینه اشاره میکنه میگه اینه ( با فتحه الف)

به عمو میگه عَممممممم. بعضی وقتا هم از دستش در میره به جای م ، ن میگه و آبرو و حیثیت برامون نمیذاره.184.gif

روزی که رفته بودیم عکاسی عکس بگیره آقاهه گفت: به عمو نگاه کن عزیزم.238.gif

ماهم تکرار کردیم صبا به عمو نگاه کن. اون هم جو گیر شد و هی همون دومی رو میگفت دیگه ما از خجالت زبونمون بند اومد وهی  حواسشو پرت میکردیم .ولی موش موشک از رو نمیرفت و با انگشت به آقاهه اشاره میکرد و هی تکرار میکرد.1.gif

    sa.JPG 

اما از آقای شوهر :16.gif

دیروز بعد از کلی روضه خوندن در باب اینکه آدم باید هر چند وقت یکبار زنش رو سورپرایز کنه و بهش بگه دوستت دارم و کلمات محبت آمیز بزنه و این حرفا....228.gif

هنوز یک ثانیه هم نگذشته بود که برگشته میگه: دوستت دارم.297.gif

بهش میگم : آی کیو. همین الان که نه. گفتم باید سورپرایزش بکنه نه تا من گفتم تو هم تکرار کنی.

 301.gif

یک ساعت بعد که از آشپزخونه برگشتم خیلی کمرم درد میکرد روی زمین دراز کشیدم.296.gif

من: آخ کمرم چقدر درد میکنه. 188.gif

شوشو: قربون دلت برم.48.gif

من: ولی من گفتم کمرم نه دلم.69.gif

شوشو: اینجوری گفتم که سورپرایزت کنم!!!!!!!95.gif39.gif

 

 

/ 27 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سپنتا

سلام آرزو جان صبا خانم چه زبونی باز کرده اون مشکلت به خاطر فونت ها باید باشه که نمی شناسه از متخصصان سوال کن ببین چی می شه

قله نشين

سلام مامان خانومی من التماس دعا دارم شاد باشيد

سحر

سلام ارزو جونم.خوبی؟قربون صبا خوشگلم برم با اين عکسای خوشگلش.چقدر بزرگتر شده.خدا حفظش کنه سورپرايز کردن شوشو جونت هم خيلی با حال بود.عيب نداره.مرده ديگهآی کيو شون از ما خانوما پايين ترهشوخی کردم.ايشالا که هميشه قربونت بره و بهت بگه دوست دارمشاد باشينصبا جونمو بببوساپم عزيزم

خاله عسلک

آرزو مامان آرش وروجك

آرزو جان سلام چه عكسهاي قشنگي. ببوس عروسكت را HTTrack Website Copier را بگير و نصب كن. بهترين برنامه براي ذخيره كل وبلاگت است

مامان ساناز

سلام چقده چقده ناناز شده چقده چقده شيرين شده چقده چقده موش موشکه خيلی گل شده اين صبايی کاش ميتونستی از صداش تو وبلاگ فايل بزاری ما هم لذتشو ببريم. فيلم هم بزار. ببخشيد دستوری شد ولی ما خيلی اين گلدخترو می خوايم. راستی من تازه تونستم وبلاگتو باز کنم آرزو جون. ايشالا خدا نسل هر چی هکر مادر مردست از رو زمين برداره خواهر! اگه نرم افزار خوبی پيدا کردی خبرم کن صد تا بوس

ارکا

وای ارزو جون چقدر ماه شده دخملی موهاشم که داره کمند میشه.وای منم دوست دارم نی نیم زود بیاد و ببرم ازش عکسای خوشگل بگیرم یعنی دخمل منم به خوشگلی صبا میشه راستی سورپرایز شوهرت واقعا سورپرایز بود

سمیه مامان ایلیا

جات خالی ديروز قرار وبلاگی بود. کاش تو هم تهران بودی ميومدی . شيرينی هم بابت اون مزاحم چشم . شما تشريف بيارين تهران من در خدمتتون هستم