از همه جا........

آخ جون خیالم راحت شد....36.gif

 باورم نمیشه امسال با این وروجک شیطون 11.gifکارهای عیدم به این زودی تموم شده.04.gifالبته تموم تموم که نه هنوز سرویسهای بهداشتی مونده.ولی اونها فقط یه نصفه روز کاره.اصل کاریش تموم شد خدارو شکر.

طبق معمول سالهای قبل مامان جون مهربون نذاشت کارگر بگیرم.آخه اون طوری که اون تمیز میکنه و به ما هم یاد داده عمرا" کارگری بتونه از عهده همچین خونه تکونی بربیاد.39.gif21.gif

وقتی فکرش رو میکنم میبینم باید روزی هزار بار به خاطر این خانواده خوب و مهربون خدا رو شکر کنم.

جمعه همشون با این که خودشون کار داشتند اومدن کمک من. 08.gif

خونه ما خیلی پنجره داره.خیلی که چه عرض کنم تقریبا" دو ضلع از آپارتمان ما همش شیشه است.و از آنجایی که طبقه چهارم هستیم و برای اینکه دستت برسه و شیشه ها خوب تمیز بشن باید جونتو بگیری کف دستت و بری توی پنجره و کلی عملیات آکروباتیک انجام بدی 13.gifسالی یکبار بیشتر تمیز نمیشن. 39.gif

حالا فکرشو بکنید با اینهمه باد و بارون و برفی که توی این سال داشتیم چقدر کثیف شده بود.34.gif

صبا رو سپردیم به خاله خانم که توی بازی بسکتبال مجروح شده و دستش مو برداشته.من و مامانم و حسین آقای گل گلاب و داداش مهربون خسته از کنکور افتادیم به جون خونه و برق انداختیمش.

البته بماند که کتف حسین جونم گرفت و دست داداشم در رفت و کلی مجروح و جانباز جنگی موند رو دستمون 19.gifولی خدا رو شکر به خیر گذشت. 25.gif

----        این چند روزه هم همش داشتم پرده میشستم.44.gifقراره فردا نصاب بیاد پرده ها رو نصب کنه. سفارش هم کرده بود خودتون بشورید و بیرون ندید چون پرده هاتون رو خراب میکنن.20.gif

دیروز هم رفتم امتحان اون کلاسی که میرفتم رو دادم. وای که یه مراقب برامون گذاشته بودند که چهار چشمی نگامون میکرد و نمیذاشت دست از پا خطا کنیم. به قول یکی از همکارا ، انگار میخوان بهمون دکترای الهیات بدن. 47.gif

----        دیشب هم گندم خیس کردم تا سبزه بریزم. وای چه کیفی میده امسال با موش موشک بریم عید دیدنی. 36.gifدیروز داشتم آرشیوم رو نگاه میکردم اسفند پارسال رو خوندم دیدم چقدر من گناه داشتم .04.gifچقدر دلم برای عسلکم تنگ شده بوده و غصه خورده بودم که همه با نی نیهاشون میرن عید دیدنی و ما نی نیمون رو نمیتونیم بغل کنیم . امسال به جاش خیلی خوشحالم. این اولین عید دخمل نازمه.04.gif

----        برناممون اینه که تا روز سوم همدان باشیم و بعدش بریم تهران.بابایی مهربون برای راحتی خانم خانما بلیط هواپیما گرفتن تا فسقلی اذیت نشه.11.gif فقط میمونه تغذیه و خورد و خوراکش که من یکم نگرانم. میترسم نتونم اون طوری که الان بهش میرسم، اونجا براش غذا درست کنم. مخصوصا" اینکه فعلا" نمیتونه از غذای خودمون بخوره و باید براش غذای مخصوص درست کنم. بعضی وقتا به سرم میزنه اینجا براش غذا درست کنم و فریزری کنم ببرم. نمیدونم چکار کنم؟37.gif

---  دیشب اداره کار داشتیم و حسین تا ساعت سه و نیم صبح اداره بوده. رئیس هم بهش گفته که امروز رو استراحت کنه. صبح دلش نیومد بخوابه پاشد با من صبحانه خورد.تا الان هم n بار  بهم زنگ زده. از بس همش باهم بودیم یه روز طاقت دوری هم رو نداریم. 08.gifمن همش 4 ساعته که ندیدمش ولی دلم حسابی براش تنگ شده. 11.gifچقدر ما لوسیم.......04.gif

---  27 اسفند هفتمین سالگرد عقدمونه.08.gifمن برای حسین سیم کارت اعتباری ایرانسل خریدم تا با gprs رایگانش بره کیف کنه. البته نتونستم ازش تا اون روز مخفی کنم و تا خریدم بهش دادم. به نظرتون برای اینکه از خجالت من دربیاد باید برام چی بخره 04.gif( وجدان آرزو: ای آرزوی بد متوقع منت گذار !!!!!!!!!!!!15.gif)

---  صبا هنوز دندون درنیاورده . به جاش دمار از روزگار ما درآورده.........04.gif قربونش برم که تازگیها من رو به اندازه کنترل و موبایل و ... به رسمیت شناخته 36.gifو وقتی بهش میگم بیا پیش مامان چهار دست و پا به طرفم میاد.11.gif

این عکسه قدیمی و مال هفتمین ماهگرد  شیطون بلا است. 10.gif

2jdnuq0.jpg 

  

/ 41 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان بانو

صبا کوچولو٬ اولين عيدت مبارک. حتما تهران داره بهت خوش ميگذره.

سحر

سلام عيد خوش گذشته؟

ناهيد

سلام آرزو خانوم بابايی و صبا کوچولو سال نو مبارک من اولين بار قبل از عيد خواننده وبلاگ شدم. موفق باشی مامانی.

شايا

سلام صبا جون خوشگلم و مامانش عيدتون مبارک! اين اولين عيد صبا خانم حتما کلی شيرينه آرزو جون ايشالا که عيد خوبی داشته باشی و حسابی خوش بگذره و تهران هم با خانم کوچولوتون مشکلی نداشته باشيد

شهرام

تو مثل خواب نسیمی به رنگ اشک شقایق تو مثل شبنم عشقی به روی پونهُ عاشق تو مثل دست سپیده پر از تولد نوری تو مثل نم نم باران لطیف و پاک و صبوری تو مثل مرهم یاسی برای قلب شکسته تو سایبان امیدی برای یک دل خسته تو مثل غنچه لطیفی به رنگ حسرت شبنم تو مثل خندهُ یاسی و مثل غربت یک غم تو مثل جذبهُ عشقی در انتظار رسیدن در امتداد نوازش گلی ز عاطفه چیدن تو مثل نغمهُ موجی غریب و آبی و ساده شبیه شاخه گلی که افق به چلچله داده تو مثل چکه مهری ز سقف سبز صداقت تو مثل گریه شعری بروی صفحهُ غربت تو مثل لذت رویا تو مثل شوق نگاهی هزار مرتبه خورشید و صد افق پر ماهی تو مثل لطف بهاری پر از شکوفهُ خواندن تمام هستی من شد میان شعر تو ماندن تو مثل هر چه که هستی مرا به نام صدا کن برای این دل سرگشته وقت صبح دعا کن ... **************** خوشحال میشم سر بزنی چشم به راهم

سميه مامان ايليا

سال نوی شما هم مبارک باشه . صبای شيطون ما چطوره ؟ باهاش رفتين عيد ديدنی . خوش به حالت که هنوز راه نيفتاده بود. بخاطر اينکه ايليا پدر من و امسال عيد برد و همه جا آبرومون و برد. نمی دونی چی کار می کرد. حالا می نويسم به زودی

مژگان (مامان آندیا جون)

سلام ، سال نو مبارک! امیدوارم لحظه های خوشی را با صبا خانم شیرین و شیطون و خانواده پیش رو داشته باشین خانه تکانی هم لطفش به همینه که آدمو خسته کنه بعد بشینی و از اینکه همه جا برق می زنه لذت ببری

سحر

سلام مرسی سر زدی بازم اپم

ali

salam omidvaram sale khobi dashte bashi