خبر داشتید خونه ما غذاها از آسمون برامون نازل میشه؟همون مائده آسمانی دیگه.......... نمیدونستید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

وا !!!!! همه میدونن .شما چطوری نمیدونستید.من که هیچ وقت غذا درست نمیکنم .فقط میرم توی آشپزخونه و به فرشته ها دستور میدم ناهار چی بیارن، شام چی بیارن .برای صبا چی بیارن!     تازه ظرفهامون رو هم یکی از اون فرشته کلفتها میشست. میشست؟؟؟؟؟؟؟؟ یعنی حالا نمیشوره؟؟؟؟؟ خب نه دیگه نمیدونید که. چند روز پیش هنگام یک گفتگوی کاملا" دوستانه   با شوشوی مهربونم و از اونجایی که کارهایی که من انجام میدادم ( یعنی همون دستور به فرشته ها ) باعث شده بود که من زبونم درد بگیره قرار شد یک هفته به صورت آزمایشی ایشون مدیریت آشپزخونه رو به عهده بگیرن.  تا به من نشون بدن که دستور دادن به فرشته ها اینقدرا هم سخت نیست و توی سوت ثانیه کارا انجام میشه و بعدن ایشون اوقات فراقتشون رو با خیال راحت درس میخونن.

خلاصه از اونجایی هم که آقایون خیلی توی مدیریت آشپزخونه فرز تشریف دارن دو روزه که ایشون عصر میرن اون تو ، آخر شب میاد بیرون.تازه فرشته تنبله فقط یه وعده بیشتر غذا درست نمیکنه.و ضمنا" گفته غذای صبا رو هم مامانش درست کنه.

 آی کیف کردم این دو - سه روز. البته یه ذره دلم سوخته هااااااااا.اما فقط یه ذره. خب بلاخره باید یه چیزهایی مشخص میشد.

 این فرشته ها حیا نمیکنن کارهای شوشوی منو اینقدر با کندی انجام میدن!!!!!

اما اینکار یه حسن داشته و اون هم اینکه وقوف به کارهای خونه باعث شده درجه رمانتیکیش بالا بره.دوروزه موقع غذا برام موسیقی متن هم میذاره.

 تازه دیروز توی اداره که رفته بودم اون یکی واحد پیش خانمای دیگه اومدم دیدم به به این آقای مهربون چی کرده؟

 داشته باشید که گل رو ( البته یواشکی از باغچه اداره کنده ) توی چه فنجون عشقولانه ای هم گذاشته برام.

 اون هم چی جلوی آقای رئیس.

 خب همین کارا رو میکنه که همه اداره بهمون تیکه میندازن دیگه. من هم حسابی ذوق کردم و با اس ام اس جوابشو دادم.

 و اما مامان پرهام جون ازم خواسته بود که عکسهای یازدهمین ماهگرد فینقیلی شیطونم رو بذارم که من هم اطاعت امر کردم.وای پدرمون دراومد تا دوتا دونه از وروجک عکس گرفتیم. از بس وول میخورد و یه جا بند نمیشد. هرجا میرفت ما هم کیک بدست پشت سرش میرفتیم تا یه عکس ناقابل بگیریم. توی عکس هم معلومه باز داره در میره.

اینجا هم خانم خانما دارن برنامه کودک نگاه میکنن.اون عروسک بغل کردنش منو کشته........