ساعت 8:30 صبحه.دلم برای صبا یه ذره شده.زنگ میزنم خونه مامان. اینقدر شلوغ پلوغه که صدای کسی رو نمیشنوم.سراغ خانم خانما رو میگیرم.میگن دارن نانای می فرمایند.وقت ندارند.

 ساعت 10 زنگ میزنم. چرت قبل از ظهرش رو زده ، شیرش رو هم خورده و داره نانای می کنه....

 ساعت 12 زنگ میزنم موش موشک دارن با خاله خانم به به می خورن.

ساعت 13:30 هم داره خودشو برای بابابزرگ لوس میکنه و باز هم مراسم نانای کنون برقراره. مامان بزرگش از حال رفته.دایی هم نفسش بند اومده. خاله هم دیگه رمق نداره و داره تجدید انرژی میکنه. و حالا این بابا بزرگه که بعد این همه سال دیسیپلین و رسمی بودن وظیفه خطیرنانای صبا خانم رو به عهده میگیرن.

خلاصه که قرتی خانمی شده که لنگه نداره. انرژی هم که ماشاا... هسته ای ( حق مسلم ماست!!!!!!). اصلا" خستگی تو کارش نیست. موقع نانای دستهاشو از هم باز میکنه و پاهای توپولیشو به جلو پرتاب میکنه.انگار چندین و چند ساله که اینکاره بوده.  

تا یادم نرفته بگم که جوجه کوچولو یکی دو روزه داره سینه خیز هم میره .بس که من و حسین خودمون رو کشتیم که این چرا اینقدر تنبله. بعضی وقتها هم چهار دست و پا عقبی میره.

دیگه خیلی کمتر چیزی رو توی دهنش میکنه.داره برای خودش خانمی میشه.قربونش برم .

یه چیز جالبی که توی صبا دیدم اینه که وقتی یه کاری انجام میشه بیشتر دنبال علتشه تا کاری که انجام شده. مثلا" وقتی کسی چراغی رو روشن میکنه بجای نگاه کردن به لامپ ، اول به کلیدی که لامپ باهاش روشن شده نگاه میکنه.بعد به خود لامپ.

عاشق کنترل تلویزیون و ضبطه. در این مورد به بابابزرگش رفته.دیگه وقتی صبا اونجا باشه بابای بنده خدا جرات نداره به کنترل دست بزنه.

دیروز که از اداره برگشتم دیدم صبا از اون عروسکهای انگشتی که قبلا" براش خریده بودم باباشو توی یه دستش گرفته بود و مامانش رو توی اون یکی دستش. مامانم بهش میگفت: بابا کو؟ عروسک بابا رو نشون میداد. میگفت:مامان کو؟ مامانش رو نشون میداد. بعد بوسشون میکرد و عروسکها رو میاورد کنار هم نگه میداشت.

اینقدر از این صحنه حالم گرفته شد که اشک توی چشمام جمع شد.گفتم طفلکی نی نیم به جای مامان و باباش دلشو با این دوتا عروسک خوش کرده.چقدر من مامان بدیم........

پ.ن 1: نمیدونم چرا بعضی از این مردها چشم دیدن اینکه یه خانم رانندگی کنه رو ندارن.بابا مگه پارک کردن دیدن داره که کارو زندگیتون رو ول میکنین تا ببینید من چطوری پارک میکنم.....

پ.ن2: پیشاپیش شب یلداتون رو هم تبریک میگم.امیدوارم به همه خوش بگذره.

پ.ن 3: دفعه دیگه حتما" با عکس میام .قول میدم!!!