این چند روزه حسابی مشغول چیدمان اتاق این خانم خانما هستیم.

این فسقلی که به قول بابایی نیم وجب هم قد نداره حسابی همه رو سرکار گذاشته. از مامانی و بابایی گرفته تا خاله و دایی و مامان بزرگ و بابابزرگ همه در خدمت این شیطون بلا مشغول انجام وظیفه هستیم.

طفلکی خاله صفورا و دایی حسین با اینکه امتحانات میان ترمشون هم شروع شده ولی نمیتونند از این نی نی خانم دل بکنند و بیخیال درس و دانشگاه شدند.

تازه الان که میان ترمه. این فسقل خانم دقیقا" وقتی به دنیا میاد که اوج امتحانات دانشگاه است. البته خاله خانم نی نی پیشنهاد کردند که ایشون بین 25 تا 29 خرداد قدم رنجه کنند . که امتحان ندارند و سرشون خلوته.

فردا قراره مامان بابایی و عمو و زن عموش هم از تهران بیان.به خاطر سیسمونی و این حرفها ....

البته اینها همش بهونه ای است برای دورهم جمع شدن و به هوای نی نی ، عوض کردن حال و هوا. فردا عصر حدودا" بیست تا مهمون دارم. به خاطر همین حسابی سرمون شلوغ پلوغه. میخوام  عصرونه ساندویچ الویه هم درست کنم. خدا کنه مهمونی خوبی بشه و به همه هم خوش بگذره.

حالا میام و عکسهای اتاق نی نی رو هم میذارم.البته این چند روزی که از تهران هم مهمون دارم فکر نکنم وقت بشه اینجا سری بزنم. ولی به محض دست دادن فرصت این کار رو میکنم.

از نی نی هم بگم که چند برابر شیطون تر شده و هر روز کار جدیدی یاد میگیره تا پدر من رو دربیاره. خلاصه که اینقدر مشت ولگد خوردم که فکر کنم اگه کیسه بوکس به جای من بود تا حال پاره پاره شده بود. ولی خوب چی کار کنم که خراب نی نی هستیم و یه پا مخلص و ارادتمندش.

حالا بذارید بیاد شاید با یه چند تا گاز محکم دق دلیم رو درآوردم!!!!!