وای نمیدونم چرا خونمون اینقدر سرده.با اینکه بخاری رو تا آخرش زیاد کردیم ولی یکم اینورتر از بخاری آدم قندیل میبنده.الان صبا و حسین چسبیده به بخاری با نفری دوتا پتو روشون لالا کردن و خرو پفشون رو هواست.

اگه بگم من الان چی پوشیدم تا گرمم بشه.نه نمیگم!

حالا چون شمائید میگم ولی شما دیگه خدائیش جایی نگید.خُب؟ قول شرف دادیدا....

من علاوه بر بلوز بافتنی خودم یه ژاکت زیپ دار حسین رو تنم کردم که آستیناش نیم متر برام بلنده.البته تا زدم بالا تا اندازم بشه.نمیدونم چرا فکر کردم ژاکت حسین بیشتر گرمم میکنه تا مال خودم.خنده دار تر اینه که یه کلاه بافتنی مشکی رنگ رو که نمیدونم حسین از کجا آورده رفتم از تو کمدش پیدا کردم و گذاشتم رو سرم.اینکه میگم نمیدونم از کجا اورده به خاطر اینه که حسین هیچ وقت هیچ کلاهی از هیچ نوعی سرش نذاشته.پس معلوم نیست این کلاهه از کجا اومده.دور از جون عینهو این دزدای حرفه ای شدم.فقط یه چند تا نقطه نقطه به عنوان ریش روی صورتم کم دارم تا دقیق بشم آقا دزده!!!

یه لحظه رفتم پتوی حسین رو که کنار زده بود روش بکشم که منو اینطوری دید و چشاش گرد شد ولی فکر کرد داره خواب میبینه و زودی چشاشو بست!

خب حالا خودتون خوبید؟ با برف چیکار میکنید.ما که صبح حسابی غافلگیر شدیم.

پیشاپیش عید قربان و شب یلداتون هم مبارک باشه. راستش فردا هشتمین سالگرد عقد ماست.البته به تاریخ قمری.تصمیم دارم دوباره کدبانو بشم و یه کیک خوشمزه بپزونم و فرداشب با یک عدد شمع ۸ خدمت مامانی و بابایی برسیم.امیدوارم به همتون حسابی خوش بگذره.


موش موشک هم همین الان بیدار شد و داره باباشم بیدار میکنه.برم این کلاهه رو یه جایی گم و گور کنم تا حسین بعد از ۸ سال پشیمون نشده!!!!!!!!!

بعدا" نوشت: نیلو خانم عزیز پس چرا هیچ ایمیل یا آدرسی نذاشتی تا برات بنویسم.اشکال نداره همینجا مینویسم: برای خشک کردن میوه دو راه هست.یکی اینکه با این دستگاههای میوه خشک کنی اینکارو بکنی.مدل دوم هم به روش سنتیه.میوه ها رو به صورت حلقه ای برشهای نازک میدین.اگه میوه با پوست باشه خیلی بهتره.چون فرمشو حفظ میکنه.بعد توی یه سبد میذارین تا خشک بشه.معمولا دو -سه روزه خشک میشه.اگه سبدتون چوبی باشه و آفتاب هم به میوه ها بخوره بهتره.من شنیدم که با ماکروفر هم میشه میوه خشک کرد.ولی من بلد نیستم.لطفا" اگه کسی بلده به من هم یاد بده.