سلام به همه دوستای خوب و مهربونم

اصلا" حال و حوصله نوشتن ندارم.فقط اومدم بگم برای صبای من دعا کنید.دختر کوچولوی نازم دو روزه که اسهال و استفراغ شدید شده. توی این دوروز حسابی ضعیف و کوچولو شده.اما مثل همیشه خوش اخلاق و مهربونه.وقتی چشمای بی رمقش رو میبینم بغض گلومو میگیره.الهی قربونش برم که توی مریضی هم شاده و دست از پرحرفی و شیرین زبونی برنمیداره...

دیروز مرخصی بودم و بردمش دکتر. توی این 24 ساعت شاید سه ساعت هم نخوابیدم.خیلی خسته ام اما مهم نیست.فدای یک تار موی نی نی قشنگم.

فقط موندم برای مسافرت چیکار کنم.نمیشه کنسلش کرد چون هم هتل رزرو شده و هم بلیط رفت و برگشت قطار گرفتیم.باز هم اگه خودمون سه تا بودیم وضعیت فرق میکرد.اما الان مامان حسین و بچه ها حسابی ذوق زده هستن ...

در مورد مریضی صبا تا حالا بهشون چیزی نگفتیم.حسین میگه صبا تا فردا خوب میشه و همه با هم میریم.من هم امیدوارم.ولی اگه خدای نکرده وضعیتش فرقی نکنه تصمیم دارم با صبا بمونم و حسین رو مجبور کنم که مامانش اینا رو ببره مشهد.

خیلی برامون دعا کنید....

یا امام رضا! من سلامتی دخترم رو از خودت میخوام.سلامتی زائر کوچولوی شیرین زبونت رو که میخواد بره مششششششششهد و از مامانش خواسته که اجازه بده "علی و عسل" عروسکهایی که خیلی دوستشون داره رو هم با خودمون ببریم.


بعدا"نوشت: امروز چهارشنبه ساعت 10 دقیقه به 10 صبح است و ما تا ساعتی دیگه به سمت تهران حرکت میکنیم.صبا کامل خوب نشده ولی خدا رو شکر خیلی بهتره و غذا هم خورد و یکم جون گرفته.از همه شما که دعا کردید ممنونم.اینو نوشتم که از نگرانی دربیایید.اگه قابل باشم نایب الزیاره همه دوستای خوبم هستم....