سلام عسلک مامان

 

داری با مامانی چیکار میکنی ؟

 هر چی مامانی میخوره سریع می قاپی و میخوری شیطون بلا؟

آخه دو سه روزه که خیلی احساس ضعف و سرگیجه میکنم.تنها درمون این مشکل هم اینه که رو زمین دراز بکشم و پاهام رو به دیوار بذارم.

توی اداره هم که نمیشه از این کارها کرد.آخه همه همکارای مامانی، آقا هستند.

آخه بگو مامان خانمی مهندس شدنت چی بود؟ خب میموندی خونه با هم بازی میکردیم دیگه. اونوقت اینقدر روی صندلی نمینشستی و من رو له نمیکردی......

تازه حالا جای شکرش باقیه که مامان خانومی رو ماموریتهای سخت سخت نمیفرستند.والا باید از کوه و کمر  و دکل و مکل هم بالا میرفتیم و دیگه هیچی....

 

خوشگلکم ، روز چهارشنبه حسابی جایت تو نمایشگاه اسباب بازی خالی بود. اما مامانی و بابایی به جای تو حسابی حال کردند و برات هم کلی چیزهای خوشمل خوشمل خریدند. نمیگم چی خریدیم تا دلت آب نشه . بعدا" خودت می آیی و میبینی...

 

راستی مامان جون اسم اسباب بازی که میآد یاد کوچولو بودن خودم میافتم .

مامانی کلاس اول ابتدایی بود و یه دفتر دیکته 200  برگی داشت  که همه نمره های توش اعم از دیکته و تست ریاضی که آخر دیکته بهمون میگفتند بیست بود. و کلی ماه و ستاره و چیزهای خوشگل خانم معلمش براش توی دفترش چسبونده بود.

دایی مامانی که خیلی دوستش داشتم سرباز بود .و اون روز از سربازی برگشته بود و برای دیدن من یکراست به خونمون رفته بود.ولی یادش نبوده که من اون ساعت مدرسه بودم.خلاصه طاقت نمیاره و با مامان جون میان مدرسه دنبال من. ما اون موقع دیکته داشتیم .وسطهای دیکته بود که مامان جون در کلاس رو زد و اومد که اجازه من رو بگیره و به معلممون گفت داییش اومده و دلش برای آرزو خیلی تنگ شده.

من که اسم دایی رو شنیدم هوش از کله ام پرید. خانم معلم هم گفت آخر دیکته است .الان تموم میشه میاد.

من هم که حسابی هول کرده بودم که زودتر برم. یه تشدید جا گذاشتم و کلمه اسباب بازی رو این طوری نوشتم: اسباببازی

خلاصه برای اولین بار  18.5 شدم. ولی اینقدر گریه کردم و گفتم دفترم خراب شد که خانوم معلم هم مجبور شد اون صفحه رو از توی دفترم بکنه و به این ترتیب همه نمره های دفتر دیکته مامانی بیست باقی موند....

 

راستی عزیز دلم ، قربون پاهای توپولی و نازت برم، یه ذره یواشتر پاهاتو به دل مامان فشار بده. آخه مامانی خیلی دردش میاد...... خب دارم اینها رو برای تو  مینویسم دیگه نازنازکم.

آخ... باشه دیگه نمینویسم.