چند روزیه که بوی پاییز همه جا رو پرکرده و شهر سردسیر ما ازهمین الان حسابی خنک شده . صبح که بیدار میشیم سوز سردی زیر پوست آدم میدوه و یه لرز کوچولو میگه که تابستون امسال هم تموم شد .

از بچگی عاشق پاییز و برگهای زرد و نارنجی و قرمزش و کیف مدرسه و مانتو و شلوار نو  و کتابهای جلد شده و دفترهای تا ته خط کشی شده ، بوی مدادهای رنگی و خلاصه همه چیزهایی که آدم رو یاد دوران خوش مدرسه میندازه بودم.

روز اولی که به دبستان  رفتم خوب یادمه. دستم توی دست مامان بود و به زور منو کنترل میکرد تا راه رفتنم به دویدن تبدیل نشه. عاشق درس و مدرسه بودم و همین عشق و علاقه باعث شده بود از چند سال جلوتر خواندن و کمی هم نوشتن بلد باشم.یادمه خواندن رو از کتاب " بزبزقندی" شروع کردم بدون اینکه کسی به من آموزش مستقیم داده باشه.مامان و گاهی وقتها بابا برام کتاب میخوندن و من همه جملات رو به خاطر میسپردم و توی تنهایی ، حفظیات خودم رو با کلمه ها مطابقت میدادم و این طوری بود که من خواندن رو یاد گرفتم.

وقتی کلاس اول رفتم اینقدر کوچولو بودم که معلمم مجبور شد برای من و دوتا دیگه از بچه ها یه نیمکت و میز سایز کوچیکتر بیاره و ردیف اول بذاره.باورم نمیشه که من روزی اینقدر ریزه میزه بودم که قدم به نیمکت کوچولوی کلاس اول نرسیده. اما بر عکس قد و هیکل کوچولوم ، خیلی زبر و زرنگ و بلا بودم.از اون بچه هایی که حرف حرف خودشونه.( اعتراف میکنم که صبا این مورد رو از مامانش کاملا" به ارث برده )

گفتم که خواندن رو کاملا" بلد بودم ولی توی نوشتن کمی مشکل داشتم. وقتی معلممون بعد از یه سخنرانی قرّا گفت که توی مدرسه خوندن و نوشتن یاد میگیرید و باسواد میشید سریع بلند شدم و گفتم ولی من سواد دارم.

معلمم خندید و گفت: اسمت چیه؟ و من سریع جواب دادم.

گفت: آرزوخانم میتونی بیایی پای تخته سیاه و بنویسی بابا.

گفتم بله و سریع رفتم و یه بابای برعکس نوشتم.....

معلمم خودش رو کشت تا نوشتن من رو اصلاح کنه.کلاه الف رو هم برعکس میذاشتم و وقتی میگفت اینطوری باید بنویسی میگفتم نه مال خودم خوشگلتره. تا اینکه بابا رو خواستن مدرسه که من رو مجبور کنه کوتاه بیام و کلاه الف رو اونجوری که درسته بنویسم.....

چند روز پیش که برای خرید به فروشگاه اداره رفته بودم یک عالمه لوازم التحریر خوشگل آورده بود که من رو برد به سالهای خوش مدرسه.رفتم اون قسمت و تک تک وسابل رو نگاه کردم و لمسشون کردم.جامدادی و دفترچه های سیمی خوش آب و رنگ دارا و سارا  و انواع پاک کن و تراش و ..........

نمیدونم این لوازم التحریر پر زرق و برق و خوشگل هم به همون خوبی وسایل مدرسه اون روزهای ما هست یانه؟ همون دفترهای کاهی وزارت بازرگانی و مدادهای سیاه توسن و مدادقرمز سوسمار نشان و پاک کن های دو رنگ سبز و قرمز ..........